تانک پانزر ۱
اولین تجربه زرهی آلمان به تانک A7V در اواخر جنگ جهانی اول باز میگردد که امپراتوری آلمان ۲۰ عراده از این تانک را ساخته و به خدمت گرفته بود. البته تانک مذکور بیشتر از آنکه به تانک شباهت داشت باشد به توپخانه ای خودکششی شباهت داشت. سرنوشت این تانک همانند سرنوشت امپراتوری آلمان تیره و تار بود و تنها یک عراده از این تانک در موزه یادبود جنگ استرالیا باقی ماند و باقی موارد نابود و یا مفقود شدند. همانطور که میدانید پس از پایان جنگ جهانی اول آلمان تن به معاهده ننگین ورسای داد و طبق این معاهده متعهد شده بود تا هیچ تانک یا خودرو زرهی که توانایی تبدیل شدن به خودرو زرهی تهاجمی را داراست در رایشسوِر (ارتش جمهوری وایمار) به خدمت نگیرد. طبق بند ۲۴ این معاهده در صورت تولید و بکارگیری موارد فوق، جریمه ۱۰۰۰۰۰ مارکی به همراه ۶ ماه حبس برای تولید کننده در نظر گرفته شده بود.


علارغم محدودیت های موجود که طی معاهده ورسای بر آلمان تحمیل شده بود، چندین افسر رایشسوِر گرد هم آمده و یک ستاد مخفی به منظور مطالعه و بررسی استراتژی و تاکتیک های کشور ها در جنگ جهانی اول تشکیل داده و طرح های آینده خود را ارائه نمودند. در ابتدای امر ستاد مخفی نسبت به بکارگیری تانک بی علاقه بود اما با گذر زمان، آلمان همکاری های مخفیانه خود را با اتحاد جماهیر شوروی و سوئد به منظور توسعه تانک و افزایش دانش فنی در این حوزه انجام داد.
در اوایل سال ۱۹۲۶ سه شرکت بزرگ کروپ، راینمتال و دایملر-بنز قراردادی به منظور توسعه تانکی مجهز به توپ ۷۵ م.م. با ارتش آلمان منعقد کردند و به منظور لو نرفتن و جلوگیری از جرایم احتمالی پروژه خود را Grosstraktor نامیدند که به معنی تراکتور بزرگ میباشد. از این تانک ۶ پیش نمونه ساخته شد که ۲ عراده آن در خاک آلمان و رایشسور به طور مخفی در حال خدمت و آموزش خدمه زرهی بود و ۴ عراده دیگر نیز در مدرسه زرهی کاما در نزدیکی شهر کازان اتحاد شوروی قرار داشت، این 4 عراده وظیفه آموزش پرسنل زرهی رایشسور را تا زمان به قدرت رسیدن نازی ها برعهده داشتند.
در اواخر دهه ۲۰ و اوایل دهه ۳۰ میلادی ژنرال اُسوالد لوتز و هاینتس گودریان از ایده تانک بومی حمایت کردند. گودریان در ابتدا ۳ طرح را به ارتش آلمان ارائه داد:
- طرح اول یک تانک سبک مجهز به اسلحه با کالیبر پایین بود میتوانست پیاده نظام، توپ های ضد زره و خودرو های زرهی سنگین دشمن را از میان بردارد.
- طرح دوم یک تانک سبک یا متوسط که مشابه تانک کروسیدر (Crusader) بریتانیا که مجهز به توپ ۷۵م.م. بود. طبق این طرح قرار بود تا تانک مذکور توانایی مقاومت در برابر ضد تانک ها و تانک های دشمن را دارا باشد و بتواند آنها را از میان بردارد.
- طرح سوم نیز، طرح یک تانک سنگین مجهز به توپ ۱۵۰م.م. بود که وزن آن ۷۰ تا ۱۰۰ تن برآورد شده بود و قرار بود با زرهی سنگین دشمن و استحکامات دفاعی مقابله. البته این طرح با توجه به زیر ساخت های آن موقع آلمان طرحی دور از دسترس و ناممکن به حساب می آمد.
البته با روی کار آمدن هیتلر در سال ۱۹۳۳، گودریان طرح های خود را ادغام نمود و پیشنهاد ساخت یک تانک مشابه تانک های اصلی میدان نبرد امروزی را ارائه کرد. البته این هدف تا زمان ساخت تانک پانزر 3 ((Pz III و پانزر 4 (Pz IV) دست نیافتنی بود.
پانزر 1 (Panzer I):
نسخه A:
پانزر ۱ اولین تانک آلمان نازی بود که توسعه آن در سال ۱۹۳۲ یعنی در اواخر جمهوری وایمار توسط شرکت های هنشل، دایملر-بنز، مان و کروپ آغاز و تا سال ۱۹۳۴ ادامه یافت و تولید آن مابین سال های ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۸ صورت گرفت. این تانک دارای دو خدمه شامل راننده و فرمانده/تیربارچی بود. آلمان ها به منظور ساخت شنی و سیستم تعلیق این تانک از تانکت کاردن لوید ( Carden Loyd) الگو برداری کردند. در ۱۵۰ تانک اولیه تولیدی یعنی نسخه A، تانک مذکور فاقد برجک چرخان بود و تنها از آن در نقش آموزشی استفاده میشد. در تولیدات بعدی قابلیت چرخش برجک و توانایی رزمی به آن افزوده شد.
نسخه A دارای مشکلات گوناگونی اعم از داغ کردن سریع موتور، استفاده از صفحه فلزی با ضخامت پایین (۷ تا ۱۳م.م.) بود اما مشکل عمده آن نبود سلاح مناسب بر روی این تانک بود. رقبای هم دوره مانند تانک های T-26 و BT-5 شوروی یا تترارچ (Tetrarch) و ویکرز 6 تن (Vickers 6-ton) بریتانیایی یا حتی طرح های قدیمی تر مانند رنو FT (Renault FT) فرانسوی دارای توپ با کالیبر متوسط بودند که پانزر 1 از آن محروم بود و تنها سلاح آن ۲ مسلسل کالیبر ۷.۹۲ MG34 بود که در نفوذ به زره تانک های سبک هم دوره خود ناتوان بود. همین امر سبب میشد از این تانک بیشتر در نقش تانک آموزشی و یا خودرو زرهی پشتیبانی آتش سبک استفاده شود و به نوعی نقشی مشابه تانکت ها را بر عهده داشت. پانزر ۱ به منظور کنترل حرکت دارای ۲ اهرم بود که هر کدام از این اهرم ها وظیفه حرکت یکی از شنی ها را بر عهد داشت. نسخه A تا سال ۱۹۳۷ و تا روی کار آمدن نسخه B تولید شد.

نسخه B:
در این نسخه پیشران 4 سیلندر ۶۰ اسب بخاری کروپ M-305 که توسط هوا خنک میشد کنار گذاشته شد و جای خود را به پیشران ۶ سیلندر ۱۰۰ اسب بخاری مایباخ NL-38TRداد. پیشران جدید توسط آب خنک میشد و با نصب آن بر روی نسخه B مشکل تحرک و داغ شدن پیشران حل شد. البته این امر ساده نبود و لازم بود تا گیبرکس جدید روی تانک سوار شود. در کنار این کار ها نیاز بود تا طول شاسی به میزان ۴۰ سانتی متر افزایش یابد که سبب افزودن یک عدد چرخ جاده ای به هر شنی شد و همه این کار ها نهایتا منجر به افزایش ۴۰۰ کیلو گرمی جرم تانک شد. با تکمیل طرح نسخه B در تابستان ۱۹۳۷، ارتش آلمان به سرعت کار ساخت و ساز را آغاز نموده که شامل:
- ۳۹۹ عراده تانک رزمی
- ۱۵۹ عراده تانک فرماندهی
- ۲۹۵ عراده تانک آموزشی فاقد برجک و دارای زره ضعیفتر
- ۱۴۷ عراده تانک آموزشی فاقد برجک با زره سخت تر ب امکان نصب برجک و ارتقا آن به نسخه رزمی

نسخه C:
در سال ۱۹۳۸ فرماندهی آلمان متوجه شد که دیگر تانک پانزر ۱ توانایی حضور در خط مقدم را ندارد، اما در سال ۱۹۳۹ شرکت کراوسمافای و دایملر-بنز بنا به درخواست ورماخت دست به طراحی یک تانک هوابرد سبک بر پایه پانزر۱ زدند. طرح جدید به نسخه C معروف شد و نسبت به نسخه های A و B دارای تفاوت هایی بود. در این مدل پیشران تانک تعویض و با پیشرانه ۶ سیلندر ۱۱۰ اسب بخاری مایباخ HL-45P جایگزین شد. با تغییر پیشران، سیستم تعلیق و چرخ های جاده ای نیز دستخوش تغییر شدند. در این نسخه از ۵ چرخ جاده ای به صورت همپوشانی استفاده شد که مهمترین راه تشخیص این نسخه از 2 نسخه قبلی میباشد. علاوه بر موارد قبلی برجک از نو طراحی شد تا پذیرای اسلحه ضد تانک Mauser EW 141 با کالیبر ۷.۹۲×۹۴م.م. باشد. با بررسی عملکرد این اسلحه در جریان عملیات بارباروسا، متخصصان آلمانی متوجه شدند که اسلحه فوق میتواند برای وسایل نقلیه سبک و پیاده نظام دشمن دردسر ساز باشد البته این اسلحه در برابر تانک های سبک آن دوره ناتوان بوده و نمیتوانست کاری خاصی از پیش ببرد. زره تانک نیز دستخوش تغییر شده جای خود را به صفحات فلزی ۳۰م.م. با شیب ملایم (تقریبا 80 درجه) داد. با تکمیل پروژه در سال ۱۹۴۲ ارتش آلمان دست به سفارش ۴۰ عراده از این تانک زد که از سال ۱۹۴۳ وارد خدمت شد که ۲ عراده از آن در لشکر ۱ پانزر (زرهی) و ۳۸ عراده دیگر در لشکر ۵۸ پانزر (زرهی) مستقر شدند.

نسخه F:
کراوسمافی به تنهایی نسخه C را توسعه داد و حاصل کار نسخه F بود، فرق این نسخه با نسخه C در استفاده از شنی پهن تر، افزایش زره تانک به صفحات ۸۰م.م. در بخش جلوی زره، بکارگیری مسلسل MG34 و استفاده از پیشران 6 سیلندر 150 اسب بخار مایباخ HL-45 باز میگردد. از این تانک نیز مجموعا 30 عراده تولید شد که 8 عراده از آن ها در خدمت لشکر 1 پانزر ( زرهی) بودند و در جریان نبرد کورسک شرکت داشتند.

تجربه های رزمی پانزر ۱:
اولین تجربه جنگی پانزر ۱ طی جنگ داخلی اسپانیا در سال ۱۹۳۶ رقم خورد. طی این جنگ دو جبهه ملی گرایان(حامی پادشاهی) که تحت حمایت نازی ها بودند و جمهوی خواهان که تحت حمایت کمونیست ها بودند با یکدیگر درگیر شده و اسپانیا را به جنگ داخلی فرو بردند، طی این جنگ مجموعا ۱۲۲ عراده پانزر ۱ از هر دو نسخه A و B تحویل ملی گرایان اسپانیایی شد که میتوانستند از فاصله ۱۵۰ متری به پایین، تانک های T-26 جمهوری خواهان اسپانیایی که تحت حمایت اتحاد شوروی بودند را مورد هدف قرار دهند. جمهوری خواهان که متوجه این موضوع شده بودند سعی میکردند خارج از برد موثر پانزر ۱ با آن مقابله کنند. ملی گرایان نیز به دنبال راهی به منظور افزایش قدرت آتش پانزر ۱ بودند. ابتدا قرار شد که اسلحه ۲۰ م.م. ضد هوایی Flak 30 در برجک پانزر ۱ قرار بگیرد، اما به دلیل مشکلات برجک پانزر 1 این طرح شدنی نبود، سپس ملی گرایان به دنبال تطبیق اسلحه ۲۰م.م. ضد هوایی Breda 20 با برجک پانزر ۱ رفتند که موفقیت آمیز بود و در نهایت تعداد نامشخصی از این تانک به استاندارد فوق دست یافتند. اسلحه Breda 20 توانایی نفوذ در ۴۰م.م. زره در فاصله ۲۵۰ متری را دارا بود. لازم به ذکر است تا سال ۱۹۴۵، ۹۳ عراده از این تانک در ارتش اسپانیا فعال بود، حتی تعدادی از این تانک پس از جنگ جهانی دوم و تا سال ۱۹۵۲ در بحبوحه جنگ سرد در ارتش اسپانیا به عنوان تانک آموزشی خدمت میکردند.
دومین تجربه رزمی پانزر ۱ مربوط به جنگ دوم جمهوری چین و امپراتوری ژاپن بود. در سال ۱۹۳۷ آلمان نازی نزدیک به ۱۰ عراده از نسخه A را به جمهوری چین فروخته بود که پس از سقوط ناجینگ و تصرف آن بوسیله ژاپن تعدادی از تانک های مذکور به غنیمت ژاپن درآمد.
سومین و بزرگترین تجربه رزمی پانزر مربوط به جنگ جهانی دوم بود که پانزر ۱ در تهاجم به لهستان، بلژیک، فرانسه، دانمارک، نروژ، شوروی (عملیات بارباروسا) و جبهه شمال آفریقا حضور داشت و از آن در نقش پشتیبانی آتش سبک استفاده میشد.
استفاده های دیگر از شاسی:
پانزر یگر ۱ (Panzerjäger I):
پانزر یگر ۱ زره کوبی براساس شاسی پانزر ۱ B بود که توسط شرکت آلکِت (Alkett) مابین سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴1 طراحی و تولید شد. این زره کوب حاصل قرار دادن توپ ۴۷م.م. Pak-38 (t) تولید چکسلواکی بر روی شاسی تغییر یافته پانزر ۱ بود. برای قرار دادن این توپ بر روی شاسی مذکور، مهندسان برجک را حدف نموده و به جای آن یک سپر توپ با ضخامت ۱۴.۵ م.م. قرار دادند که از طرفین توپ تا میانه بدنه کشیده شده بود و تا حدودی از خدمه در برابر شلیک مستقیم دشمن محافظت میکرد، اما به دلیل ثابت بودن توپ عملا زاویه شلیک محدود بود و علاوه بر آن فقدان زره در بخش پشتی و سقف زره کوب و کوتاه بودن سپر جلویی، خدمه را در معرض خطر شلیک های مستقیم و غیر مستقیم (ترکش) تک تیر انداز ها، گلوله های توپ و خمپاره دشمن قرار میداد و همین دو عامل کافی بود تا این وسیله مناسب جنگ شهری نباشد.
یکی از دیگر ایرادات شایع این زره کوب، فشار آمدن به سیستم تعلیق، شاسی و پیشران آن بود که دلیل آن افزایش جرم زره کوب بر اثر قرار گیری اسلحه سنگین Pak-38 (t) بود که برای این شاسی طراحی نشده بود و پانزر یگر ۱ همواره نیازمند رسیدگی و سرویس دهی بود و کوچکترین سهل انگاری خدمه میتوانست آنها را به دچار مشکل کند. این زره کوب برخلاف پانزر ۱ به ۳ خدمه نیاز داشت که شامل راننده، بارگزاری کننده و فرمانده/توپچی میشد و توانایی حمل ۸۶ پرتاپه 47م.م. را داشت. توپ Pak-38 (t) بسیار دقیق بود به طوری که برد موثر آن به ۱۰۰۰ متر میرسید و قدرت نفوذ آن با گلوله ضد تانک در فاصله ۵۰۰ تا ۶۰۰ متری بین ۴۵م.م. تا ۵۰م.م. میشد و حتی توانسته بود در شمال آفریقا چندین تانک سنگین ماتیلدا مارک ۲ (Matilda I) را نیز شکار کند. در مجموع ۲۰۲ عراده از این زره کوب ساخته و تحویل ورماخت شد که در جبهه غربی، شرقی و شمال آفریقا حضور داشت و در سال ۱۹۴۳ از خدمت کنار گذاشته شد.


اشتروم پانزر ۱ (sIG 33 (Sf) auf Panzerkampfwagen I):
این توپ خودکششی حاصل قرار دادن هویتزر ۱۵۰م.م. slG33 بر روی شاسی نسخه B بود که طراحی آن توسط شرکت آلکِت مابین سال های ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۰ صورت پذیرفت و از سال ۱۹۴۰ وارد خط تولید شد. اشتروم پانزر ۱ دارای مشکلاتی همانند پانزر یگر ۱ بود که دلیل آن سنگین بودن بیش از حد توپ slG33 بود که همواره آن را در معرض خرابی های گوناگون قرار میداد. علاوه بر آن اشتورم پانزر 1 توانایی حمل مهمات در شاسی را نداشت و نیاز بود تا خودروی دیگری آنرا حمل نماید. اشتروم پنزر ۱ دارای ۴ خدمه بود که شامل فرمانده، توپچی، بارگزاری کننده و راننده میشد. مجموعا ۳۸ عراده از این هویتزر ساخته شد و تا سال ۱۹۴۳ در جبهه غربی و شرقی خدمت کرده و پس از آن کنار گذاشته شد.


فلاک پنزر ۱ (FlakPanzer I)
فلاک پانزر ۱ در حقیقت نوعی ضد هوایی خودکششی بود که حاصل تغییر نسخه A توسط کروپ و قرار دادن توپ ضد هوایی ۲۰ م.م. Flak 38 بر روی آن بود. این طرح نیز مانند ۲ طرح قبلی (یعنی پانزر یگر ۱ و اشتورم پانزر ۱) دارای مشکلات حفاظتی بود. علاوه بر آن به دلیل محدودیت های شاسی اسلحه ضد هوایی کمی متمایل به راست نصب شده بود و چرخش محدودی رو به جلو داشت و مهمات حمل شده نیز تنها به مهمات موجود درون شاسی محدود بود. البته کروپ برای حل این مشکل یک قلاب یدک کش برای حمل مهمات به شاسی تانک افزوده بود. از این ضد هوایی خودکششی حدودا ۲۴ عراده ساخته شده بود و اغلب در جبهه شرقی و در نقش پشتیبانی آتش سبک استفاده شد که بخش عمده ای از آن ها طی نبرد استالینگراد نابود شدند.

