بررسی همه جانبه مسلسل سنگین برونینگ مدل 1917 (بخش دوم و نهایی)
بخش دوم تاریخچه سلاح:
در بخش اول مقاله مسلسل سنگین برونینگ مدل 1917، تاریخچه و مشخصات مسلسل سنگین برونینگ مدل 1917 را بررسی کردیم و در این بخش بخش پایانی تاریخچه، مشکلات و مسائل مربوطه به سلاح در طی خدمتش را بررسی می کنیم. جهت درک بهتر بخش دوم تاریخچه بهتر است بصورت خلاصه مقاله قبلی را مرور کنیم. ارتش آمریکا با آغاز جنگ جهانی اول کمبود شدید توپخانه و تسلیحات خودکار را حس می کند (جهت درک چرایی این کمبود بخش اول را مطالعه کنید.) و به سمت توسعه یک سلاح خودکار می رود که این سلاح خودکار در ابتدا مسلسلی سبک بود و بعدتر تبدیل به مسلسلی سنگین شد. ارتش در سالهای میانی جنگ آزمایش ها و مسابقاتی را رقم می زند و در نهایت طرح برونینگ برنده می شود.
با راه افتادن خط تولید و قطعی شدن مسلسل برونینگ مسئله بعدی تربیت مربی و افسر جهت آموزش خدمه مسلسل بود. بر اساس تخمین، 100 هزار قبضه مسلسل سنگین نیاز بود و برای آموزش خدمه این مسلسل ها نیز نیاز به 11000 افسر متخصص بود، عددی که تا زمان آتش بس به 5800 نفر رسید که از جهاتی عدد قابل قبولی می باشد اما آمریکایی ها با آنها 97 افسر متخصص وارد جنگ شدند، برای پیچیده تر شدن شرایط باید اشاره شود که برای آموزش کامل هر افسر، 2 سال آموزش نیاز است. این بدین معناست که اگر از سال 1914 آموزش های مذکور شروع شده باشد اولین سری نیروها در اوج نبرد در جبهه غذبی جنگ در سال 1916 تحویل داده خواهند شد. در همین زمان در کل دو مدرسه برای آموزش این افسر ها وجود داشت که بدلیل نبود معلم و تجهیزات مورد نیاز هردو تا سال 1917 تعطیل بودند. بدلیل وجود تمام این مشکلات نیروهای آمریکایی مجبور به استفاده از مسلسل های باقی مانده متحدانشان شدند، اصلی ترین مسلسل سنگین نیروهای آمریکایی در جنگ جهانی اول مسلسل سنگین هاتچکیس 1914 بود (Hotchkiss 1914)، همچنین مسلسل سبک شاوشات 1918 (Cahuchat 1918) در کالیبر 06-30 اسپرینگفیلد خریداری شد تا بخشی از کمبود ها جبران شود.

مسئله بعدی این بود که بین شرکت کلت به عنوان تولید کننده مسلسل برونینگ و دولت هماهنگی وجود نداشت و به همین علت راه اندازی خط تولید بسیار کند پیش می رفت.
پس از ورود آمریکایی ها و شناخته شدن دقیق مشکلات وقتش رسیده بود با استفاده از تجارب دیگر کشور ها و خود آمریکا مشکلات حل بشوند. جهت برطرف کردن مشکل آموزش دولت شخصی را به نام جولیان هچر (Julian Hatcher) در سپتامبر 1917 به زرادخانه دولتی اسپرینگفیلد می فرستد و از او می خواهد که خیلی سریع آموزش نیروها سرعت پیدا کند و گسترده تر شود.
از باز و بسته کردن سلاح تا درک نحوه عملکرد و دکترین و تاکتیک استفاده، همگی باید به دانش آموزان یاد داده می شد. جولیان 16 کمپ ساده را برای آموزش علاوه بر دو مدرسه مذکور تاسیس کرد. البته بدلیل ابتدایی بودن کمپ ها، فقط امکان برگزاری این کمپ ها در جنوب بود (بدلیل مشکلات آب و هوایی و غیره) همچنین کار ساخت 16 کمپ بزرگتر دارای ساختمان و انبار هم آغاز شد تا در آب و هوای بد و زمستان مشکلی ایجاد نشود.
به هر کمپ نیروهای ارتش ملی (National army) 50 مسلسل و به هر کمپ گارد ملی (National gaurd) سی مسلسل که همگی مسلسل مارلین مدل 1917 بود تعلق می گرفت. در آوریل سال 1918، یک سال پس از ورود به جنگ دولت نیاز به یک مرکز آموزشی بزرگ و مرکزی را اعلام کرد. یک مدرسه نظامی در جورجیا برای اینکار انتخاب شد. همچنین برای آموزش در این مدرسه جدید، مسلسل های مارلین، با مسلسل برونینگ جایگزین شدند.
همچنین در همین حین در فرانسه مرکزی برای آموزش نیروهای مستقر در اروپا تاسیس شد. ول برونینگ نیز (Val Browning)، پسر جان برونینگ، نیز در این مرکز حضور داشت.


تاریخچه مشکلات فنی و عملیاتی سلاح:
با گذشت زمان کمی جان برونینگ چندمشکل بزرگ در مسلسل خود پیدا کرد و با انجام آزمایش و تحقیقاتی سرچشمه مشکلات را پیدا کرد.
1- عدم گرمادهی مناسب به برخی قطعات گلنگدن در حین تولید
2- تراشکاری بد قسمت هایی از لوله
3- نشت کردن محفظه آب دور لوله
اما شاید مهمترین مشکل سلاح چیز دیگری بود. قسمت پایینی بدنه سلاح مستحکم نبود و بعد از شلیک های مستمر از هم می پاشید. این مشکل در نسخه هوایی سلاح بیشتر دیده می شد زیرا بخاطر نرخ آتش بالاتر سلاح این از هم پاشیدگی زودتر نمایان می شد. این مشکل هیچگاه تا قبل از پایان جنگ اصلاح نشد و بعد از جنگ نیز با اضافه کردن قسمت های تقویت فلزی و چند پرچ بیشتر مشکل حل شد.
مسئله بعدی محاسبات غلط دستگاه نشانه روی مکانیکی سلاح بود. در ژوئن سال 1918 مشخص شد محاسبات بالستیک گلوله و به تبع تنظیمات کشوی روزنه دید کاملا اشتباه بوده است.مشکل زمانی بزرگتر می شد که فشار، رطوبت هوا و عوامل جوی و فنی دیگر بر روی محاسبات تاثیر می گذاشت و اصلاح جدول بالستیک گلوله را دشوارتر می کرد، این مشکل منجر به این شد که مسلسل برونینگ برخلاف دیگر رقبایش هیچگاه در نقش توپخانه سبک مورد استفاده قرار نگرفت. مشکل بالستیک گلوله 06-30 اسپرینگفیلد و مسائل بیان شده هیچگاه بطور کامل برطرف نشدند.
اولین استفاده از مسلسل برونینگ مدل 1917 در نبرد برمی گردد به درگیری که گروه کوچکی از سربازان در 26 سپتامبر 1918 در آن شرکت داشتند. در واقع مسلسل مدل 1917 برای تهاجم بهاره 1919 آماده می شد اما در نوامبر سال 1918 جنگ به طرز غافلگیر کننده ای تمام شد به همین خاطر این سلاح در کل 47 روز در جنگ جهانی اول حضور داشت اما همین 47 روز اطلاعات جالبی را به ما ارائه می دهد.


گزارش آن درگیری به زبان افسران حاضر بدین شرح است:
در طی 5 روز از نبرد 4 مسلسل زیر نظر من در کل 13 هزار گلوله شلیک کردند، آنها عملکرد سخت و خشنی داشتند که بدلیل کثیف بودن محیط و کثیف شدن سلاح ها بود، بخاطر رطوبت و باران بدنه سلاح ها زنگ زد و بسیاری از قطعات سلاح گلی شده بودند اما این مسائل در عملکرد سلاح تاثیری نداشت و هرگاه نیاز بود سلاح بدون هیچگونه مشکلی به شلیک کردن ادامه می داد در کل این زمان یکی از سلاح ها دچار گیر شد که مشخص شد اهرم پوکه پران سلاح شکسته و با تعویض آن قطعا سلاح به کار کردن ادامه داد.
این در حالی بود که همان نیروها در نبرد مذکور 50 قبضه مسلسل ویکرز را بدلیل شکستن قطعات درونی از دست دادند در حالیکه مسلسل برونینگ حتی در صورت شکستن قطعاتش با تعویض سریع و ساده به کار باز می گشت. در درگیری دیگری در کل یک مسلسل برونینگ 1917 از دست رفت که بدلیل برخورد مستقیم گلوله توپخانه به سلاح و کشته شدن خدمه و انهدام سلاح بود. فرانسویها در تست هایی که بعد از جنگ بر روی مدل 1917 انجام دادند جمله "مسلسل برونینگ مدل 1917 برترین مسلسلی بود که فرصت درگیری به آن داده نشد" را تائید کردند.
داستان مسلسل برونینگ البته در اینجا تمام نمی شود. چندسال بعد در سال 1921 یک برنامه برای ارتقای همه ی مدل های 1917 آغاز شد که منجر به ارتقای ای 1 بر روی مدل 1917 شد. (M1917A1) این ارتقا شامل تغییر محاسبات دستگاه نشانه روی، تغیر روزنه نشانه روی و تقویت بخش پایینی بدنه می شد که پیشتر نحوه انجام آن گفته شده بود. بلافاصله پس از آغاز تولید مسلسل، دولت، جان برونینگ را در یک آپارتمان دولتی در نزدیکی زرادخانه دولتی اسپرینگفیلد مستقر کرد تا بر کیفیت تولید نظارت داشته باشد و مشکلات احتمالی را برطرف کند.
درآمد مسلسل مدل 1917 برای جان برونینگ قابل توجه بود. اون با کلت قراردادی مبنی ب دریافت 50 دلار به ازای تولید هر قبضه سلاح بسته بود اما این پول در ازای پولی که دولت به او داد ناچیز است. زیرا دولت می خواست حق امتیاز سلاح را از جان برونینگ بخرد و اجازه تولید را به چند شرکت دیگر نیز بدهد تا تولید سریعتر پیش برود به همین منظور با جان برونینگ وارد مذاکره شد. جان برونینگ نیز که نیاز دولت را می دانست رقم 4.5 میلیون دلار را برای حق امتیاز سلاح خود در سال 1918 پیشنهاد کرد. این عدد اما با مذاکرات دولت و کوتاه آمدن جان برونینگ به 1.25 میلیون دلار کاهش داده شد و سرانجام قرارداد بسته شد. البته تولید سلاح همچنان با نام جان برونینگ ادامه پیدا کرد. در نهایت مسلسل سنگین برونینگ مدل 1917 ای 1 بطور گسترده ای در جنگ جهانی دوم، کره و ویتنام استفاده شد و بطور کامل با مسلسل چند منظوره ام 60 و ام 240 در دهه 70 میلادی جایگزین شد.
